من می خواهم دست و صورتم را با برف بشورم

کارخانه:

شریک همکاری

برف زمستاني - blogfa- من می خواهم دست و صورتم را با برف بشورم ,من با تو تردیدهایم را مرور کرده ام و بی قراری هایم را با گفته ام . هنوز هم با تو گذشته ها را به خاطر می آورم و رنج هایم را می بینم، با لبخند نگاه شان می کنم و می گویم گذشت! ... می خواهم از پاییز و ...حدیث های قدسی که من را لرزلندو هر کس به ولایت آن ها اقرار کند و مقام و منزلت آن ها را در نزد من انکار نکند، آن شخص را با خود این ارواح در باغ های بهشت خودم ساکن می کنم که در آن جا هر چه بخواهند هست و آن ها را گرامی می دارم و آن ...



موج - روایت ترنس‌هایی که فقر و فحشا دامن‌گیرشان شده است ...

می‌گوید: در کرج اتاقی را اجاره کرده‌ام و برای دست‌فروشی و پول درآوردن هر روز به پارک دانشجو می‌آیم، اما وقتی مردم مشکلم را می‌فهمند کمتر از من خرید می‌کنند، خیلی وقت‌ها، بعضی‌ها به صورتم ...

سفید‌شدن پوست برنزه با این روش‌ها

Oct 15, 2019·ما به شما کمک می‌کنیم تا از این پوست برنزه خود خلاص شوید و به حالت اول خود بازگردید. این روش‌ها را دنبال کنید تا از پوست برنزه خود رهایی یابید.

گنجور » خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱

من به گفته م ح موافقم، بر علاوه چون کنایه از آب انگور ویا می در اشعار، نور حق یا نور خداوندی میباشد، از این رو برداشت از رباعی خیام این است که حاضر نقد را بگیر یعنی در زندگی خویش نور حق را حاصل کن زیرا تا زمانیکه در زندگی ...

blogfa - بادبادک

اوّل پاييز، من تازه يادم مي‌افتد که بايد تمام پس‌اندازم را مثل صورت سياه و روغني‌ام بشورم و بدهم براي کتاب و دفتر و لباس که پدرم بيشتر کلافه‌ام نکند.

خطيركوه*خطيركوه*خطيركوه

پدر بزرگ و مادربزرگ خوشحالن. می رم بیرون دست و صورتم رو بشورم. صدای خروس ها دراومده. روی شیر آب قندیل بسته. بابابزرگ می گه آب گرم بزن. خودش می ره که برف ها رو پارو کنه. یاد اون موقع ها به خیر!

گلچین اشعار فریدون مشیری؛ زیباترین شعرهای فریدون مشیری

در این بخش گلچین اشعار فریدون مشیری را آماده کرده ایم و امیدواریم که این مجموعه شعر مورد پسند شما قرار بگرد.فریدون مشیری یکی از شاعران فرهیخته و به نام ایرانی است که در سال 1305 متولد شد و در سن 74 سالگی دار فانی را وداع گفت.

کوچه علی چپ

کاش الان عصر ارتباطات نبود و من فقط از طریق نوشتن میتوانستم با شما در ارتباط باشم و من نامه هایم را به آدرسی که به صورتی کاملا شگفت انگیز به دست من رسیده پست می کردم، شبیه همان کاری که مری و مکس ...

شاعرانشهر؛شعر و ترانه | اشعار عاشقانه

تاکه دلم را بشورم غصه و غم بیرون کنم بذر نشاطا بکارم شاید که سرنوشتمه همیشه با من بمونه غمی که تو دلم دارم چه جوری من گریه کنم وقتی که اشکی ندارم وقتی که خشک اون چشام وقتی کویریه چشام وقتی که رفتی از پیشم دیکه کسی نیست که برام قلبما آبیاری کنه دیگه کسی نیست که دلم با بودنش شادی کنه چه جوری من گریه کنم وقتی که اشکی ندارم فرستنده:كيوان

رمان شب سراب (ناهید ا.پژواک)

همه ساله با همان نداری مان سنت ها را حفظ می کرد یک کیلو گندم می خریدهم سبزه سبز می کرد هم سمنو می پخت هم برای شب عید گندم و نخود پخته که تویش چند تکه گوشت می انداخت می پخت و چقدر خوشمزه می شد سر ...

محله ما . امیریه: 2011 - Blogger

زمستانها بابرپا شدن کرسی مادر بزرگ آفتابه مزبور را پر میکرد و در قسمت خودش با نخی به یکی از پایه های کرسی میبست تا آب گرم داشته باشیم و او هر روز صبح حتی وقتی حیاط پوشیده از برف بود و خطر زمین ...

😂 بخندینوئین 😂 | دست نوشته های یکی یکدونه

گفتم: مامان کی و میگی من که از گشنگی دارم میمیرم ، بکش دیگه، اونم که شب میاد می خوره. دیدم مامانم 3تا بشقاب آورده، فکر کردم از دست من ناراحته و نمی خواد به من غدا بده.

blogfa - رقص سرد

بی‌اختیار می‌خواهم دست پلاستیکی‌ام را‌ بگیرم جلوی صورتم که توی این هیر و ویر می‌گیرد به زیر گل‌گیر و در عرض چند ثانیه خون، کیسه و زیر ماشین را پر می‌کند. خون من با خون گربه قاطی می‌شود و ...

متن نامه عاشقانه + مجموعه جملات زیبا برای نامه عاشقانه ...

تا آخرین روز زندگی ام کنارت می مانم و دوستت خواهم داشت. هیچ چیز نمی تواند قلب من را از تپیدن برای تو باز دارد، هیچ چیز نمی تواند خاطرات گران بهایی را که با هم ساخته ایم از بین ببرد. هیچ چیز.

25 | جون | 2011 | داستان سكسي | صفحهٔ 6

چند لحظه ای نشستم. خانه سکوت بود و نیما در اتاقش! این دیگر چه جورش بود؟ می دانستم برای چه من را به اتاق می خواند. با ترس و تردید به سمت اتاق رفتم . تا وارد شدم با نگاه منتظر و لب خندان نیما مواجه شدم.

تهران سردش بود و من به کمک احتیاج داشتم

برف های آب شده و لیز زیر پوتینم سر می خورد و کف پایم یخ کرده بود و من تمام مسیر را پیاده گز کرده بودم. رسیده بودم جلوی افق. درون ویترین افق برف باریده بود و من تنها بودم..

اشعار کودکانه | مرکز آموزش های کاربردی

هیچ کس با من ندارد کار و من. مانده ام تنها میان کوچه ها بچه های مثل من توی کلاس. شاید اکنون جمله سازی میکنند. شاید الان زنگ تفریح است و باز. بچه ها با برف بازی میکنند دست من از سوزو سرما یخ زده

می گذرد بر من . روزگاری به نام عمر ... | اسفند ۱۳۹۰

می خواهم امروز را زندگی کنم . ... وسط برف و بوران با یه کفش جلو باز اومده بود و فوری هم گفت که کفشای مخصوص این هوا رو داشته اما جاگذاشته . ... بابا موقع مرگش مامان رو سپرده دست من .

سکوت شب - blogfa

برف می بارید و حال من تقریبا آروم بود...با خواهر زاده ام که هوس برف بازی کرد هم عقیده شدم...امروز تولدش بود شاید تمام ذوقش هم واسه همین بود...چه زود بزرگ شد...با هم به سمت حیاط رفتیم و اولین گلوله ...

😂 بخندینوئین 😂 | دست نوشته های یکی یکدونه

گفتم: مامان کی و میگی من که از گشنگی دارم میمیرم ، بکش دیگه، اونم که شب میاد می خوره. دیدم مامانم 3تا بشقاب آورده، فکر کردم از دست من ناراحته و نمی خواد به من غدا بده.

100 شعر کوتاه عاشقانه در مورد روزهای برفی زمستان

امروز من و بهار در کوچه‌ها می‌گردیم و سراغت را از خرگوش‌های مرده در برف می‌گیریم. Ψ Ψ Ψ Ψ. چه فرقی می‌کند که باران ببارد یا شکوفه یا برف؟ عشق تو که باشد، همیشه دلم گرم است. Ψ Ψ Ψ Ψ

انتشار نماهنگ «پایان نزدیکه»؛ آمانج آزرمی: می‌خواهم «در ...

Feb 20, 2022·آمانج آزرمی با اشاره به این که به عنوان یک هنرمند تلاش کرده است تا سهمی در مبارزه علیه جمهوری اسلامی داشته باشد، تأکید می‌کند که از این طریق به «کشتار، قتل‌عام، اعدام، زندان، نابرابری‌های جنسیتی، و تمامی رفتارهای ...

گنجور » سعدی » گلستان » دیباچه

من به زبانهای نروژی و انگلیسی هم می خوانم ولی هیچ کجا ساتی اینچنین پیشرفته ندیده ام. با کلیک بر روی یک واژه به لغتنامه دهخدا می روی و با یک اشاره به یک آیه به سایت قرآن رهنمون میشوی.

اشعار نزار قبانی عاشقانه به عربی و با ترجمه فارسی ...

که هر آن‌چه شکستنی را می‌شکند، باران که گرفت به دیدار من می‌آید، بر رشته‌های اعصاب‌ام. راه می‌رود و بازی می‌کند. و من تنها صبر در پیش می‌گیرم. عشق تو کودکی بازیگوش است. همه در خواب فرو می ...

بهانه های کوچک خوشبختی - blogfa

بهانه های کوچک خوشبختی - بچه را گذاشتم توی تختش که شاید و فقط شاید یک چرت کوتاه بزند که شاید شاید من وقت کنم صورتم را بشورم کرم هایم را بزنم و فنجان سوم قهوه را بر بدن بزنم.